افشاگری تازه شهرزاد میرقلی خان (همراه با لینک ویدئو در یوتیوب)
افشاگری تازه شهرزاد میرقلی خان : محمود سیف عامل خرید و واردات تجهیزات ضدشورش در سال ۸۸ بودلینک یوتیوب
فعال سیاسی اهل شهر سنندج در آستانه دیپورت از کشور سوییس به ایران
فرزاد میرکی، جوان سنندجی در آستانه دیپورت از کشور سوییس می باشد.
میرکی که سابقه فعالیت در حزب کومله را دارد، در شرایطی که سه مرتبه با جواب منفی از سوی اداره مهاجرت کشور سوییس مواجه شده، هم اکنون نیز به حکم دادگاه، جهت گذراندن 18 ماه حبس انفرادی، در زندان بسر میبرد. نامبرده برای اعتراض به حکم دادگاه سوییس از هفته پیش در اعتصاب غذا بسر میبرد.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=583235178495202&set=a.116197925198932.23458.100004261753750&type=3&theater
میرکی که سابقه فعالیت در حزب کومله را دارد، در شرایطی که سه مرتبه با جواب منفی از سوی اداره مهاجرت کشور سوییس مواجه شده، هم اکنون نیز به حکم دادگاه، جهت گذراندن 18 ماه حبس انفرادی، در زندان بسر میبرد. نامبرده برای اعتراض به حکم دادگاه سوییس از هفته پیش در اعتصاب غذا بسر میبرد.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=583235178495202&set=a.116197925198932.23458.100004261753750&type=3&theater
گزارشی از مرگ مشکوک کریم هادی نژاد، جوان 35 ساله بوشهری در بازداشتگاه اطلاعات بوشهر
گزارشی از مسیح علینژاد

کریم هادی نژاد جوان ۳۵ ساله در برازجان-بوشهر در دوم خرداد همین سال بازداشت می شود و سه روز بعد یعنی پنجم خرداد، مسولان اداره اطلاعات بوشهر به خانواده اش می گویند بیایید بیمارستان، کریم هادی نژاد در حمام بازداشتگاه خودکشی کرده است....خانواده اش مرگ او را مشکوک می دانند، جسد را تحویل می گیرند و به هر دری می زنند تا مسولان پاسخ بدهند که چه بلایی سر او آمده....آنها می گویند اگر او جنایتگار هم بود شما باید دادگاهی اش می کردید. باید موقع بازداشت جرمش را به ما و خودش می گفتید باید سند و مدرک نشان دهید که او در یک فضایی که دوربین و نگهبان وجود دارد چگونه خودکشی کرد. جزییات این خبر را در گفتگویی که با تک تک اعضای خانواده کریم هادی نژاد انجام داده ام می توانید پیگیری کنید.
https://www.facebook.com/page.masihalinejad/videos/10153638777767740/
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری از ایران خارج شدند
تقاطع
فاطمه اختصاری و مهدی موسوی، دو شاعر جوان، سه ماه بعد از مواجه شدن با احکام سنگین حبس و شلاق، از ایران خارج شدند.
خبر خروج این دو شاعر روز چهارشنبه (۲۳ دی-۱۳ ژانویه) ابتدا در خبرگزاری “فارس” (متعلق به سپاه پاسداران) منتشر شد و ساعاتی بعدتر، خانم اختصاری در صفحهی توییتر خود، این خبر را با نوشتن “خداحافظ ایران” تایید کرد.
خبرگزاری “فارس” در گزارش خود با انتشار تصویری از حضور مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در استودیو تلویزیون “کورد تی.وی” (نزدیک به حزب دموکرات کردستان ایران) مدعی شده که این دو شاعر، «در مدت آزادی موقت خود با کسب پناهندگی کشور سوئد از طریق کردستان عراق از ایران فرار کردند».
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، حدود دو سال قبل، روز ۱۶ آذرماه ۹۲ و یک روز پس از آنکه پاسپورتهایشان در هنگام خروج از کشور برای سفر به ترکیه ضبط شد، توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند و پس از ۳۸ روز حبس در بند دو-الف زندان اوین، روز ۲۴ دیماه با قرار وثیقه از این زندان آزاد گردیدند.
این دو در مهرماه امسال از سوی محمد مقیسه، قاضی شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ترتیب به ۱۱ سال و نیم، و ۹ سال زندان و نیز ۹۹ ضربه شلاق محکوم شدند.
به دنبال صدور این احکام سنگین، مهدی موسوی در صفحهی فیسبوکش نوشت که در حکم دادگاه علاوه بر اتهاماتی مانند «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام»، مسائلی چون «نگهداری گاز اشکآور» و «دست دادن و روبوسی با نامحرم» نیز وارد شده است.
او این اتهامات را «جوک محض» و «خندهدار» خوانده و افزوده بود: «بنده نه تنها در زندگیام گاز اشکآور را از نزدیک ندیدهام بلکه در بازجوییهای چهل روزه در سپاه و حتی در دادگاه یک کلمه راجع به چنین مسائل خندهداری صحبت نشده بود. از دیگر موضوعات خندهدار، اتهام فرعی دست دادن و روبوسی با نامحرم است که مشخص است برادران در اتهامسازی به چه بنبستی رسیده بودند که به این مسائل چنگ انداختهاند.»
شعر و فیلم دربیدادگاه سیستم قضایی ولایت فقیه
۲۶ سال حبس و ۴۲۱ ضربه شلاق برای دو شاعر و یک مستندساز جوان
محمد مقیسه، قاضی شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، فاطمه اختصاری و مهدی موسوی، دو شاعر جوان را به ترتیب به ۱۱ سال و نیم، و ۹ سال زندان محکوم کرد. این دو همچنین به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شدهاند.
قاضی مقیسه همچنین کیوان کریمی، کارگردان و مستندساز جوان را به شش سال حبس و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم کرده است.
مهدی موسوی ساعتی قبل با اعلام خبر محکومیت سنگین خود و فاطمه اختصاری در صفحهی فیسبوکش نوشت که در حکم دادگاه علاوه بر اتهاماتی مانند «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام»، مسائلی مانند «نگهداری گاز اشکآور» و «دست دادن و روبوسی با نامحرم» نیز وارد شده است.
او این اتهامات را «جوک محض» و «خندهدار» خوانده و افزوده: «بنده نه تنها در زندگیام گاز اشکآور را از نزدیک ندیدهام بلکه در بازجوییهای چهل روزه در سپاه و حتی در دادگاه یک کلمه راجع به چنین مسائل خندهداری صحبت نشده بود. از دیگر موضوعات خندهدار، اتهام فرعی دست دادن و روبوسی با نامحرم است که مشخص است برادران در اتهامسازی به چه بنبستی رسیده بودند که به این مسائل چنگ انداختهاند.»
آقای موسوی در عین حال تصریح کرده که تاریخ حکم صادرشده «به اول تیرماه امسال بر میگردد» که این تاریخ «قبل از برگزاری آخرین دادگاه و شنیدن دفاعیاتش بوده است».
این شاعر صاحب سبک در پایان با تاکید بر اینکه «هیچکدام از جرمهای انتسابی را قبول ندارد» نوشته است: «صدور چنین احکام ناعادلانهای به جرم شعر گفتن و کتاب چاپ کردن در سرزمینم را تنها لکهٔ ننگی بر شعور انسانی و آزادی بیان میدانم. امیدوارم که روزی در این سرزمین عدلی جاری شود که کسی را به جرم شعر گفتن و آزاده بودن به زندانهای طویلالمدت محکوم نکنند.»
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، حدود دو سال قبل، روز ۱۶ آذرماه ۹۲ و یک روز پس از آنکه پاسپورتهایشان در هنگام خروج از کشور برای یک سفر تفریحی به ترکیه ضبط شد، توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند و پس از ۳۸ روز حبس در بند دو-الف سپاه پاسداران، روز ۲۴ دیماه با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد گردیدند.
این دو نفر، از پیشگامان “غزل پستمدرن” در ایران به شمار میروند و اشعارشان طرفداران زیادی در شبکههای اجتماعی و به ویژه نسل جوان ایران دارد.
کیوان کریمی، کارگردان و مستندساز جوان نیز که در این پرونده با حکم سنگین شش سال حبس و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شده، در آذر و دی ۹۲ نزدیک به دو هفته را در بازداشت به سر برده بود.
آقای کریمی که دانشآموختهی رشته مدیریت رسانه است موفق شده با مستند کوتاه «مرز شکسته» جوایز متعددی را از جشنواره بینالمللی در هلند، ایتالیا، نیوزیلند، مکزیک و اسلوونی کسب کند.
پیشتر در آذرماه ۱۳۹۳ و همزمان با برگزاری نخستین جلسهی دادگاه این سه نفر، خبرگزاری “تسنیم” متعلق به سپاه پاسداران، اتهام آنها را “همکاری با یک خواننده مرتد خارجنشین” عنوان کرده بود.
امیر رییسیان نیز که به عنوان وکیل در این پرونده حضور داشت، در آن زمان، به همین خبرگزاری گفته بود: «حدود یک سال پیش اشعاری از سه شاعر که در کتابهایشان هم منتشر شده بود در یکی از آلبومهای یک خواننده خارجنشین استفاده شد. همچنین دیگر متهم این پرونده یک مستندساز است که قرار بوده برای خواننده مذکور کلیپ بسازد اما برای ساخت این کلیپ به توافق محتوایی نرسید و در نهایت هم این کلیپ ساخته نشد.»
بیش از دو ماه بی خبری از امید دباغچی مکری
امید دباغچی مکری روز جمعه یازدهم اردیبهشت و همزمان با اعتراضات اخیر شهر مهاباد، با مراجعه مأمورین لباس شخصی به منزل پدری اش بازداشت و پس از تفتیش و ضبط وسایل شخصی نظیر لپتاپ و هارد کامپیوتر، به مکان نامعلومی منتقل شد.
یکی از دوستان وی با اعلام این خبر افزود: “خانواده امید تا حالا چندین بار برای اطلاع از اتهامات، دلایل و محل نگهداری فرزندشان به اداره اطلاعات مراجعه کرده اند ولی هیچ جواب مشخصی نگرفته اند و مادرش هم مریض است و تا حالا چندین بار به دلیل ناراحتی و فشار عصبی زیاد به بیمارستان منتقل شده است، از آن طرف هم به نظر می رسد که در مورد رسانه ای کردن موضوع تحت فشار هستند و ترس و تهدید و اینکه مشکلی برای خود یا پسرشان پیش نیاید باعث شده اطلاع رسانی در این باره نکنند.”
آقای امید دباغچی مکری متولد ۱۳۶۱ و کارشناس کامپیوتر ساکن مهاباد است و به گفته دوستانش در تجمعات اعتراضی اخیر شهر مهاباد نیز مشارکت نداشته اشت.
Three months on, Saman Naseem’s fate still hung in suspense
Amnesty
The past three months have been a living nightmare for Saman Naseem’s family. Since the scheduling of his execution on 19 February sparked an international outcry, the authorities have transferred him to an undisclosed location and kept his family in the dark as to his whereabouts and whether or not he is even still alive.
Saman Naseem was 17 years old when he was arrested for taking up arms against the state and membership of an armed opposition group. He has described how he was subjected to torture and other-ill-treatment to “confess”. He was sentenced to death, even though Iran has ratified the International Convention on the Rights of the Child and other international human rights treaties which strictly prohibit the execution of persons who were below the age of 18 at the time of their alleged crime.
In February, thousands of you called on the Iranian authorities to halt his execution and give him with a fair retrial, without resorting to the death penalty.
Three months on, the Iranian authorities continue to impose an information blackout about Saman Naseem, putting him at risk of torture and secret execution. His family are desperate to know what has happened to him. His lawyer has yet to receive a response to his judicial review application.
Join us and tell the Iranian authorities to stop Saman Naseem’s execution, and to urgently establish the truth about his fate, legal state and whereabouts. Help us #SaveSaman.
مستند کانال تلوزیونی ARTE در مورد اعدام های سال 67
Die Doku begleitet das Iran-Tribunal, ein dreitägiges internationales Volkstribunal, das im Oktober 2012 in Den Haag stattfand und die Massenhinrichtungen von politischen Gefangenen im Iran in den 80er Jahren untersuchte. Zeugen sind die Familien der Opfer und ehemalige politische Gefangene, die den Massenmord überlebten
http://www.arte.tv/guide/de/055216-000/khomeinis-geheime-fatwahttp://www.arte.tv/guide/de/055216-000/khomeinis-geheime-fatwa
مهاباد . زخم کهنه
خاک بر سر همه مردمانی که بزرگواری و شرافت جمعی خود را در پایین تنه زنانشان میجویند. این رنج بی پایان و این زخم عمیق، گویی در میان ریشه های ماها چنان رفته است که تا همیشه باید با آن سر کنیم.
من فکر میکنم بدبختی ما این است که میخواهیم از فریناز قهرمانی بسازیم که هرگز نه خودش میخواست و نه هیچ زن دیگری میخواهد. فریناز قهرمان نیست، فریناز تحت هر شرایطی و با هر فرضی برای اتفاق روی داده تنها و تنها قربانی ست و بس. طی روزهای گذشته چرا کسی نپرسیده که فرینازحتی اگر رابطه ای با مرد ماجرا داشته، چرا میبایست از ترس مواجهه با خانواده اش مجبور به فرار منجر به مرگ یا خودکشی شود. اگر برادر فریناز در همان هتل با خانمی دچار چنین موضوعی میشد آیا نهایتاً مجبور به فرار یا خود کشی میشد؟!!
چه میکنیم با خودمان و زنانمان؟! من اهل شهر مهاباد هستم و بابت کورد بودنم از ابتدای زندگی تا همین الان هزینه های بیشماری داده ام و بازهم خواهم داد و همیشه با گردنی افراشته به کورد بودنم افتخار میکنم ولی هرگز فریناز را یکی از قهرمانان شهرم و ملتم نمیدانم. فریناز برای من یکی از هزاران زنی ست که هر روز در شهر من و در فرهنگ ملت من قربانی اندیشه حس مالکیت نسبت به نوعی از انسان به عنوان زن میشود.
و آنچه در مهاباد روی داد بی گمان آنچه نبود که هر آنکه کورد است و مهابادی است و ذاتاً حس مبارزه با ظلم را با خود دارد میخواست روی بدهد. اما به جرات میگویم همه آنچه آن روز در مهاباد روی داد سربرآوردن زخم کهنه و عمیق مبارزه با حکومت سرتاپا ظلم و فساد جمهوری اسلامی ست که متاسفانه بازهم در نبود فکر و اندیشه درست و نبود شعور کافی برای مبارزه به بدترین شکل ممکن نمایان شد. نه فریناز در هفته قبل و نه ( شوان سید قادر ) در چند سال قبل قهرمانان ملت کورد و اهالی شهر مهاباد نبوده و نیستند ولی بی گمان بهانه هایی بسیار نقد و دم دستند برای نشان دادن نفرت و حس مبارزه با رژیمی که برای فرومایه نشان دادن مردمش و برای پایین نگه داشتن شعور همگان به هر قیمتی و از هر راهی، دانایی همه ملتش که نه، حتی همه دنیا را به بازی میگیرد.
اعدام دستهجمعی در زندانهای ایران
اعدام ۴۵ زندانی در سه زندان رجایی شهر، قزلحصار و ندامتگاه مرکزی کرج در سه روز گذشته
کمیته بین المللی نه به اعدام
کمیته بین المللی نه به اعدام
به گزارش دبیرخانه کمیته بینالمللی علیه اعدام سحرگاه امروز پنجشنبه ۲۷ فروردینماه ۱۱ زندانی که به اتهام جرائم مربوط به پخش و قاچاق مواد مخدر و قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر کرج به دار آویخته شدند. اسامی و هویت زندانیان اعدام شده تا لحظه تنظیم این گزارش برای دبیرخانه کمیته بینالمللی علیه اعدام مشخص نشده است.
زندان قزلحصار: روز سهشنبه ۲۶ فرودین ماه ۱۵ نفر در زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شدند. محمد زحمتکش، معصوم علی میری، عسکر عبدی، سعید حسن مرادی، یحیا یوسفی، یدالله میرزایی، حسن رضایی اسامیای هستند که برای دبیرخانه کمیته بینالمللی علیه اعدام مشخص شدهاند.
زندان رجایی شهر: روز سهشنبه ۲۶ فروردین ماه ۱۱ زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. هویت این زندانیان که اعدام شدهاند مشخص نیست.
ندامتگاه مرکزی کرج: روز دوشنبه ۲۵ فروردین ماه ۸ زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج به دار آویخته شدند. هویت شهاب کریمی، حمید فرجلو، حسن ابوالحسنی، احمد ملکی زاده، طالب نبی زاده، شهرام قلی پور و سعید پور محمد برای دبیرخانه کمیته بینالمللی علیه اعدام مشخص شده است. جسد این افراد تحویل داده شده و به خاک سپرده شده است.
منبعی موثق در رابطه با اعدامهای اخیر گفت: «آمار اعدام زندانیان بیشتر آمار درز شده از زندان است و احتمال میرود فقط در زندان قزلحصار کرج از اول فروردین ۶۰ نفر اعدام شده باشند.»
منبعی دیگر در همین رابطه گفت: «ترس و وحشت تمامی زندانیان را برداشته است و در روزهای اول ماه اردیبهشت شاهد اعدامهای بیشتری خواهیم بود.»
مصاف مستقیم - سخن آخر
نامه خشایار دیهیمی به خامنه ای در تاریخ سه شنبه - ۴ فروردین ۱۳۹۴
آقای خامنه ای
تا کنون با نوکرانت و مزدورانت حرف زده ام . و شاید خیال کرده ای که شهامت حرف زدن مستقیم با تو را ندارم . کور خوانده ای . شهروند نمیترسد . تازه به آن خدایی که خدای من است قسم میخوررم که حتی به فکر عاقبت تو هم هستم نمیتوانی و نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین توزی شخصی ات قربانی کنی . من از خارج از کشور نمینویسم . من همینجایم . در محضر مزدورانت . اما با با همه ی اعتدالم و دندان به جگر فشردنم دیگر نمیتوانم شاهد بدبختی مردم به خاطر هوا و هوس تو باشم . من برانداز نیستم . تو براندازی . تو نوکری . من آزاده ام . مزدورانت را بفرست . زیر شکنجه میمیرم . اگر قانون سرت میشود من تو را به محکمه میخوانم . تا از محکمه کی سر بلند آید بیرون . نمیتوانم دیگر اینهمه خفت و دروغ را تحمل کنم . مرد میدانی اگر بیا . وگرنه همان مزدورانت را بفرست سراغ من هم . فرزندان پاک اندیشم در بندند . چه باک . . یکی به آنها اضافه کن . گرچه پیرم و دوام نمیاورم اما سخنم باید با عملم یکی باشد . جز خیر و صلاح مردم نخواستم و فرای قانون سخنی نگفتم .. به خلاف تو . نام و نشانم معلوم و منتظر مزدورانت . .. والسلام
آقای خامنه ای
تا کنون با نوکرانت و مزدورانت حرف زده ام . و شاید خیال کرده ای که شهامت حرف زدن مستقیم با تو را ندارم . کور خوانده ای . شهروند نمیترسد . تازه به آن خدایی که خدای من است قسم میخوررم که حتی به فکر عاقبت تو هم هستم نمیتوانی و نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین توزی شخصی ات قربانی کنی . من از خارج از کشور نمینویسم . من همینجایم . در محضر مزدورانت . اما با با همه ی اعتدالم و دندان به جگر فشردنم دیگر نمیتوانم شاهد بدبختی مردم به خاطر هوا و هوس تو باشم . من برانداز نیستم . تو براندازی . تو نوکری . من آزاده ام . مزدورانت را بفرست . زیر شکنجه میمیرم . اگر قانون سرت میشود من تو را به محکمه میخوانم . تا از محکمه کی سر بلند آید بیرون . نمیتوانم دیگر اینهمه خفت و دروغ را تحمل کنم . مرد میدانی اگر بیا . وگرنه همان مزدورانت را بفرست سراغ من هم . فرزندان پاک اندیشم در بندند . چه باک . . یکی به آنها اضافه کن . گرچه پیرم و دوام نمیاورم اما سخنم باید با عملم یکی باشد . جز خیر و صلاح مردم نخواستم و فرای قانون سخنی نگفتم .. به خلاف تو . نام و نشانم معلوم و منتظر مزدورانت . .. والسلام
جمهوری اسلامی در سال گذشته، ۷۵۳ نفر را اعدام کرده که نيمی از آنها به علت ارتکاب جرايم مرتبط با مواد مخدر بوده است.
رادیو فردا
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در گزارش جديد خود با انتقاد از اين مسئله گفته که جمهوری اسلامی در سال گذشته، ۷۵۳ نفر را اعدام کرده که نيمی از آنها به علت ارتکاب جرايم مرتبط با مواد مخدر بوده است.
به گفته آقای شهيد، اين تعداد اعدام از سال ۲۰۰۲ تاکنون بیسابقه بوده است.
احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ايران، از جمهوری اسلامی خواسته است تا قوانين محدودکننده آزادی بيان و رسانهها را لغو، روزنامهنگاران و وبنگاران زندانی را آزاد کند و به ارسال پارازيتهای ماهوارهای و مسدود کردن وبسايتها پايان دهد.
خبرگزاری رويترز روز پنجشنبه ۲۱ اسفند گزارش داد که آقای شهيد در گزارش سالانه خود به شورای حقوق بشر ملل متحد، از «اصلاح قوانين و سياستهايی که حقوق و استانداردهای شناخته شده بينالمللی را تضعيف يا نقض میکنند»، به عنوان «اولويتهای اصلی» برای بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران نام برد.
اين در حالی است که مسئولان ايرانی مانند صادق آملی لاريجانی، ریيس و محمدجواد لاريجانی، معاون قوه قضایيه، تاکنون چند بار تاکيد کردهاند که قوانين جمهوی اسلامی بر مبنای احکام دين اسلام تدوين شدهاند و بعضا با قوانين و اصول بينالمللی در حوزه حقوق بشر تفاوت دارند.
يکی از انتقادات اصلی احمد شهيد در گزارشها و موضعگيریهای او، شمار بالای اعدامها در ايران بوده است.
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در گزارش جديد خود نيز با انتقاد از اين مسئله گفته که جمهوری اسلامی در سال گذشته، ۷۵۳ نفر را اعدام کرده که نيمی از آنها به علت ارتکاب جرايم مرتبط با مواد مخدر بوده است.
به گفته آقای شهيد، اين تعداد اعدام از سال ۲۰۰۲ تاکنون بیسابقه بوده است.
در اين گزارش آمده که از ماه مه سال ۲۰۱۴ تاکنون، جمهوری اسلامی حداقل ۲۹ روزنامهنگار، وبلاگنويس و کاربر اينترنتی را بازداشت و زندانی کرده يا تحت تعقيب قرار داده است.
احمد شهيد در گزارش خود آورده که روزنامهنگاران تحت تعقيب يا بازداشت شده، اغلب با اتهاماتی مانند ارتباط با رسانههای خارجی، انتقاد از رهبران حکومت يا بحث درباره مسائل حساس سياسی مورد تعقيب قرار میگيرند.
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد همچنين از پيشقوانينی که به گفته او، باعث «نفی بيشتر حقوق بشر» خواهند شد ابراز نگرانی کرده است.
به گفته آقای شهيد، اين قوانين اختيارات بيشتری به جمهوری اسلامی برای نفوذ در رسانهها، جامعه مدنی، گروههای سياسی و جوامع حقوقی میدهند.
درخواست دبیر کل عفو بینالملل از آیتالله خامنهای برای جلوگیری از اعدام سامان نسیم
سلیل شیتی، دبیر کل سازمان عفو بینالملل با انتشار پیامی ویدئویی خطاب به رهبر ایران، خواستار جلوگیری از اجرای حکم اعدام سامان نسیم شد. گفته میشود سامان نسیم امروز از بند عمومی منتقل شده و فردا بناست اعدام شود.
#SaveSaman from imminent execution
Our Secretary General makes an urgent appeal for Iran to spare the life of Saman Naseem, due to be hanged
١٦سال حبس بدون مرخصی و ملاقات برای یک زندانی سیاسی کرد
کوردستان و کورد
یک زندانی سیاسی کرد بعد از ١٦ سال تحمل حبس از دادن هرگونە ملاقات یا مرخصی بی بهرە میباشد. سعید سنگر زندان سیاسی کرد در زندان سنندج، از 1378 تاکنون در حبس است و هیچگاه به مرخصی فرستاده نشده و چندین سال را بدون ملاقات در زندان به سر برده است.
بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این زندانی سیاسی کُرد اهل پیرانشهر در استان ارومیە میباشد کە در سال 1378 به اتهام حمله مسلحانه به اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب سنندج دستگیر شد. این زندانی سیاسی همەی اتهامات انتسابی از جملە حمله و عملیات خمپاره باران کردن ادارە اطلاعات و دادگاه انقلاب شهرستان سنندج را نپذیرفته و آن را از اساس دروغ عنوان کرده است.سعید در این مدت اشاره شده، 13 بار طناب دار و مراسم اعدام نمایشی را تجربە کردە و مسوولان زندان با این روش وی را شکنجه روانی کردند. این در حالی است که وی از جمله زندانیان سیاسی فعال در زندانهای ارومیه و سنندج بوده و تاکنون در زندانهای اوین، ارومیه و سنندج محبوس بوده است. یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی سیاسی به «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی گفتە ، این زندانی سیاسی کُرد بارها درخواست بازگرداندن به زندان ارومیه را به مسوولین داده است ولی با آن موافقت نشده است. گفتنیست این شهروند کُرد پیرانشهری 40 ساله است و هماکنون در زندان مرکزی سنندج نگهداری میشود.
مقامهای ایرانی تهدید به تسریع اعدام ۱۰ زندانی کُرد در زندان ارومیه کردهاند، که در حال حاضر در اعتصاب غذا به سر میبرند
سازمان عفو بینالملل ابراز نگرانی کرده است که مقامهای ایرانی «تهدید به تسریع اعدام ۱۰ زندانی کُرد در زندان ارومیه کردهاند، که در حال حاضر در اعتصاب غذا به سر میبرند.»
این سازمان در وبسایت خود، در ۲۵ آذر ماه، با محکومیت این موضوع خواستار تغییر فوری احکام اعدام شده است.
گزارشهایی تازه منتشر شده حاکیست که «۲۹ نفر» از «زندانیان سیاسی زندان ارومیه» از پایان آبان ماه دست به اعتصاب غذا زدند.
سازمان عفو بینالملل شمار اعتصاب غدا کنندهگان را ۲۴ نفر عنوان کرده است.
پیشتر کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، خبر داده بودند که این زندانیان که عمدتا کرد هستند، در اعتراض به «تفکیک نکردن مجرمان خطرناک از زندانیان سیاسی و تراکم بیش از حد این بند»، همچنین «احضار مداوم و پروندهسازی مجدد، انتقال به سلولهای انفرادی و تهدید افراد خانوادههایشان» دست به اعتصاب غذا زدهاند.
از طرفی سازمان عفو بینالملل به طور ویژه از سامان نسیم، یکی از این زندانیان، نام برده که به گفته این سازمان در زمان بازداشت ۱۷ ساله بود.
حکم اعدام او همراه با حکمی مشابه برای چندین بازداشتی کرد دیگر طی ماههای پایانی سالهای ۱۳۹۰ و آغاز ۱۳۹۱ صادر شده بود.
این احکام، همراه با حکم اعدام آقای نسیم، به گفته مسعود کردپور، روزنامه نگار در بوکان، به رادیو فردا، به طور زیاد و در مدتی کوتاه صادر شده بودند.
سامان نسیم به اتهام مشارکت در فعالیتهای مسلحانه به اعدام محکوم شده است.
سازمان عفو بینالملل از شکنجه سامان نسیم در زمان بازداشت و نگهداریش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در ارومیه، سخن گفته است.
عفو بینالملل میگوید پس از آنکه ناخنهای دست و پای او را کشیده و به نقل از خودش شدیدا او را کتک زدهاند، به طوری که آثار کبودی بر پشت، پاها و شکمش باقی مانده است، اعترافاتی کتبی به او دادهاند تا چشم بسته امضایشان کند.
به گفته این سازمان سامان نسیم، سه روز پیش به دلیل کاهش فشار خون و وضعیت جسمی بد به درمانگاه انتقاد داده شده است، ولی از شکستن اعتصاب غذا خودداری کرده است.
عفو بینالملل خواستار بررسی دوباره پرونده سامان نسیم به طور عادلانه، بدون توسل به صدور حکم اعدام و با اجتناب از اعترافگیری با شکنجه، شده است.
این سازمان میگوید دیگر زندانیانی که اعتصاب غذا کرده ولی حکم اعدام نگرفتهاند، به زندانهایی از شش ماه تا ۳۴ سال محکوم هستند.
زندانی در زندان، وجدان خود را به محک میگذارد یا شاید به شکل بیسابقهای با آن روبهرو میشود، آن را برهنه میبیند. در «آستانه اخلاقی جدید» میایستد.
روایت یک فیلسوف از شکست فاجعه بار انسانیت، بزرگواری و تمدن در زندان اوین
یادداشتی از مهدی خلجی
یادداشتی از مهدی خلجی
«بیهوده است اگر بکوشیم [گذشته] را به یاد بیاوریم، همه کوشش ما عبث است. گذشته در جایی در بیرون از قلمرو دسترسِ هوش، در چیزی مادی (در حسی که ممکن است این چیز مادی به ما القا کند) که از آن خبر نداریم، نهفته است. بسته به تصادف است که پیش از مردن به این چیز بخوریم یا نه.»مارسل پروست، در جستوجوی زمان از دست رفته، جلد اول، طرف خانه سوان، ترجمه مهدی سحابی، نشر مرکز
اگر برای راوی رمان پروست، تکه شیرینی پتیت مادلن در فنجان چای، آن «چیز مادی» بود که باعث یادآوری خاطرههای گذشته شد ، برای رامین جهانبگلو این «چیز مادی» زندان بود. وقتی در فلزی و سنگین سلول انفرادی را پشت سر او بستند، انگار در کف سلول حفرهای تاریک به اعماق گذشته گشوده شد. جهانبلگو در کتاب «زمان چیزی نخواهد گفت» مینویسد «زندگی را با شمار احساسهایی که داریم، اندازه نمیگیرند، بلکه با لحظههایی اندازه میگیرند که آن احساسها را برانگیخته است.»
راوی «در جست و جوی زمان از دست رفته» ولی «جستوجو» را کافی نمیداند. «نه فقط: آفریدن. ذهن در برابر چیزی است که هنوز نیست و تنها او میتواند به وجودش آورد و سپس آن را درون روشنایی خود جا دهد.» زندانی، ۱۲۵ روز در سلول انفرادی با زمان کلنجار میرود و در این ستیز و آویز مدام به راهروهای نمور و کمنور خاطرههای گذشته قدم میگذارد، ولی تنها سالها بعد روایتی از آن زندان و زمان و خاطرهها را «میآفرید.» اگر این روایت در همان زندان نوشته شده بود یا سالهایی پیشتر یا پستر، ما چه بسا با کتابی یکسر متفاوت روبهرو میبودیم.
رامین جهانبگلو، از استادان سرشناس فلسفه و از مدافعان نظری مبارزات بدون خشونت، از تجربه گرفتار آمدن در زندان اوین در سال ۱۳۸۵، بهره گرفته تا روایتی از زندگی خود به دست دهد. کتاب «زمان چیزی نخواهد گفت» با عنوان فرعی «درباره فیلسوفی که از زندان های ایران جان به در برد» با توصیف بازداشت او در فرودگاه مهرآباد میآغازد و در میان روایت زندان، پارههایی از داستان زندگی او در ایران و کشورهای دیگر گفته میشود و سرانجام با شرحی از برداشتهای شخصی او از جامعه کانادا و اقامت در این کشور پایان میگیرد.
رامین جهانبگلو، ایرانی است، ولی سرگذشت تربیتی و علمی او در میان ایرانیان، کمابیش استثنایی است. مادرش، خجسته کیا، نمایشنامهنویس و فرهنگشناس و پدرش امیرحسین جهانبگلو، اقتصاددان و شیفته فلسفه است. رامین را که از نوادگان شیخ فضل الله نوری است، در شش سالگی برای تحصیل به لوزان سوئیس میفرستند و سپس به بریتانیا. او در هجده سالگی به قصد خواندن رشته پزشکی راهی پاریس میشود. به جای پزشکی، فلسفه میخواند و بیست سال در پاریس میماند. سپس به ایران بازمیگردد و بعد از آنکه سالها حسرت تدریس در دانشگاه را در دل حمل میکند، هنگامی که راهی هند برای شرکت در کنفرانسی است، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با بیگانگان بازداشت میشود.
زندان اوین، مثل دیگر زندانهای ایران، جایی است که به قول جهانبگلو اساسا برای نفی فردیت و ارعاب طراحی شده است، جایی در یک قدمی دوزخ. رامین خود را بیگناهی مییابد که حتا از اتهام خود خبر ندارد. مثل جوزف ک. در رمان «محاکمه» کافکا. «هولناکترین چیز درباره سرنوشت آن است که همه چیز با کارایی خونسردانه و تقریباً با انسجام منطقی پیش میرود. او میان خوف و رجا دست و پا میزند، همانگونه که جهان پیرامون او میان نظم و پریشانی تلو تلو میخورد... آنچه کافکا به ما میآموزد آن است که مفهوم بیگناهی در جهانی که آماج آن بیگانه کردن فرد از دیگر افراد جامعه است، اهمیتی ندارد.
همانطور که نماینده دادگاه در داستان میگوید: «لزومی ندارد آدم هر چیزی را به مثابه حقیقت قبول کند، آدم باید فقط باید چیزی را قبول کند که لازم است.»*
رامین جهانبگلو در جهان کافکایی اوین به این توصیه گوش میسپارد: علیه خود اعتراف دروغین میکند، چون در اوین، حقیقت رستگاری نمیآورد. آنجا، بازجو مشتری حقیقت نیست، بلکه تنها خواهان سلب کرامت و عزت نفس زندانی است. از این رو، هدف بازجویی، ورای ارضای امیال سادیستی بازجویان و قاضیان، شکستن شخصیت و خوارداشتن فرد زندانی است؛ دزدیدن وجدان او. «سلول انفرادی باعث شد، ایمانام به ایمان را از دست بدهم و در عوض به من آموخت که وجدان را باور کنم... زندان اوین نه تنها به معنای شکست سه هزار سال تمدن ایرانی است که به معنای ناکامی عقل سلیم نیز هست.»
جهانبگلو سعی میکند در زندان از عقل و وجدان خود پاسداری کند. چهل سال آموزش فلسفی را به یاری میگیرد چون باور دارد «ذهن تنها سلاح در برابر خودکامگی است.» آذین، همسر فرهیخته او که شخصیتی بسیار قوی دارد، برای رامین سه کتاب به زندان میآورد: کتاب گاندی، خاطرات جواهر لعل نهرو و پدیدارشناسی روح هگل. روی زمین سرد سلول مینشیند و با صدای بلند و شمرده شمرده کتاب میخواند تا بلکه صدای انسانی را در گوش خود بشنود حتا اگر آن صدا، صدای خودش باشد. کتابها به او کمک میکنند که «امید به زنده بودن بدل به زنده بودن امید شود.»
جورجیو آگامبن در کتاب «بقایای آشوویتس» مینویسد: «خبر وحشتناکی که بازماندگان از اردوگاه به سرزمین انسانها میآورند درست همین است که ممکن است آدمی کرامت و متانت خود را به شکلی که ورای تخیل است از دست بدهد، اینکه هنوز در نازلترین درجه خفت و خواری زندگی جریان دارد. این آگاهی تازه، اکنون معیاری شده است که با آن میشود سراسر اخلاق و کرامت را سنجید و داوری کرد.»
آگامبن از یکی از زندانیان به نام موزلمان (Muselmann) نام میبرد که از نظر او نمونه رادیکال این موقعیت است. او را به حدی شکنجه کرده بودند که دیگر به اطراف خود هیچ واکنشی نمیداد. اگر زندانبان به او لگد میزد یا برایش غذا میآورد، دیگر فرقی نمیکرد. او را از کرامت و انسانیتاش برهنه کرده بودند، ولی او همچنان زنده بود. آگامبن مینویسد «موزلمان بیان نهایی این موقعیت است که در آستانه اخلاق جدیدی ایستاده است؛ اخلاقی که شکلی از زندگی است که جایی آغاز میشود که کرامت پایان یافته است.»
زندانی در زندان، وجدان خود را به محک میگذارد یا شاید به شکل بیسابقهای با آن روبهرو میشود، آن را برهنه میبیند. در «آستانه اخلاقی جدید» میایستد. رامین جهانبلگو در روایت رویاروییاش با وجدان نخواسته از خود قهرمان بسازد. مینویسد ترجیح میدهد که به جای مردن برای دیگران با آنها زندگی کند و بر خلاف سقراط که توبه نپذیرفت و جام زهر را نوشید، او «چیزهای بسیاری» در زندگی دارد که نمیتواند از آنها بگذرد؛ دختری یکساله، مادری پیر و همسری که همه توش و توان خود را برای آزادی او به کار گرفته است. دشوارترین جایی که میشود درباره اخلاق داوری کرد درست همینجاست؛ جایی که آدمی زنده است اما زیر بار تحقیر و ترس خورد شده.
کتاب، گرچه به زبان انگلیسی و برای مخاطب غیرایرانی نوشته شده، سرشار از داستانهایی است که برای خواننده ایرانی گیراست. محفل ماهانه روشنفکران و هنرمندان در خانه پدریاش تصویری میدهد از دهه استثنایی چهل خورشیدی. او از توصیف جزییات دریغ نمیکند؛ چه این جزییات مربوط به دمپایی بازجویی باشد که از زیر چشمبند سعی میکند ببیند و از روی آن شخصیت و طبقه اجتماعی بازجو را حدس بزند چه مربوط به خلقیات و رفتارهای نیک و بد روشنفکرانی که در خانه پدری گرد میآمدند.
یک جا از طبع آرام سهراب سپهری مینویسد که وقتی مست میشد به خشونت میگرایید و یک جا شبی را تصویر میکند که چند مرد مهمان برای تحقیر فروغ فرخزاد او را ناگهان و بیهوا به استخر میاندازند و فروغ با کمک امیرحسین جهانبلگو بیرون میآید. مینویسد این نه فقط تحقیر یک شاعر زن که میل به تحقیر زن و زنانگی بود که هنوز هم بر روح و رفتار اغلب مردان ایرانی چیره است.
رامین جهانبلگو، شاید به دلیل همان تربیت فرنگی خود در حرف زدن از خودش راحت است. پردهپوشی نمیکند و خاطراتنویسی را دستمایه آفریدن تصویری ایدهآل از خودش یا توجیه ناکامیهایش نمیسازد. از آغاز بیداری جنسیاش مینویسد، از تجربه برهنهگرایی در یونان یا مواد روانگردان. چیزهایی که معمولاً روشنفکران ایرانی از بیان عمومی آن پرهیز و پروا دارند.
با این همه، چیزی که در سراسر کتاب موج میزند، عشق نویسنده به فلسفه است. حتا بخشی از دلخوری او از فضای دانشگاهی کانادا آن است که نتوانسته در رشته فلسفه تدریس کند.
شاید برخی خوانندگان گسست روایت داستانی کتاب را با تحلیلهای طولانی سیاسی و شرح ایدههای خشونتپرهیزی نپسندند. بسیاری از آنچه جهانبگلو در میان روایت داستانی آورده، پرسشهایی را برمیانگیزند که ذهن را از دنبال کردن باقی روایت بازمیدارند.
مثلاً او از لزوم بخشش میگوید و خود مینویسد که زندانبانهایش را بخشیده است. ولی پرسش آن است که بخشش کسی که طلب بخشش نکرده چه معنا دارد؟ بخشیدن کسی که دوباره بیهیچ شرم و آزرمی همان کار را تکرار میکند آیا اخلاقاً رواست؟ و چرا گیرافتادن در دوگانه بخشش و انتقام؟ چرا بحث عدالت آن هم بر پایه معیارهای حقوق بشری (از جمله نفی اعدام) در میان آورده نشود؟ طبعاً جای این پرسوجوها در میانه داستان زندگی نویسنده نیست.
همچنین، چه بسا داوریهای نویسنده در بخش پایانی کتاب درباره کانادا یکسویه و ناهماهنگ با ساختار کتاب به نظر بیاید. با این همه، «زمان چیزی نخواهد گفت» کتابی بسیار خواندنی است؛ سندی است از تاریخ روشنفکری چند دهه گذشته ایران و نیز سیاست فرهنگی و فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران.
اعترافات تکان دهنده ی پسر جوان سنندجی از اعمال بی شرمانه و حیوانی ماموران اطلاعات در بازداشتگاه
این پسر جوان سنندجی، همچنان که در فیلم میگوید از خانواده ایست که دو برادر و یک عموزاده اش عضو یکی از احزاب سیاسی کردستان میباشند در مورد آنچه در بازداشتگاه اطلاعات و نیز اطلاعات سپاه بر او گذشته با خشم و اندوهی بی پایان سخن میگوید.
آنچه این پسر جوان بازگو میکند نشان دهند اینست که تامین امنیت مردم در ایران بر عهده سیستمی است که در اوج توحش و درندگی از انجام بی شرمانه ترین و حیوانی ترین اعمال برای به زانو درآوردن انسانهای بی گناه و مظلوم باز نمی ایستد.
آنچه این پسر جوان بازگو میکند نشان دهند اینست که تامین امنیت مردم در ایران بر عهده سیستمی است که در اوج توحش و درندگی از انجام بی شرمانه ترین و حیوانی ترین اعمال برای به زانو درآوردن انسانهای بی گناه و مظلوم باز نمی ایستد.
تهدید زندانیان سیاسی کورد زندان ارومیه به تبعید به زندان های دیگر برای شکستن اعتصاب غذا
کمپین بینالمللی حقوقبشر
۲۹ زندانی سیاسی کرد زندان مرکزی ارومیه که از روز ۲۹ آبان ماه در اعتراض به وضعیت زندان وعدم رعایت اصل تفکیک جرایم در نگهداری زندانیان دست به اعتصاب غذا (تر)زده اند طی روزهای گذشته از سوی ماموران زندان برای شکستن اعتصاب خود تهدید شده اند.
۲۹ زندانی سیاسی کرد زندان مرکزی ارومیه که از روز ۲۹ آبان ماه در اعتراض به وضعیت زندان وعدم رعایت اصل تفکیک جرایم در نگهداری زندانیان دست به اعتصاب غذا (تر)زده اند طی روزهای گذشته از سوی ماموران زندان برای شکستن اعتصاب خود تهدید شده اند.
یک فعال حقوق بشر کرد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که۲۹ زندانی سیاسی کرد زندان مرکزی ارومیه که از روز ۲۹ آبان ماه در اعتراض به وضعیت زندان وعدم رعایت اصل تفکیک جرایم در نگهداری زندانیان دست به اعتصاب غذا (تر)زده اند طی روزهای گذشته از سوی ماموران زندان برای شکستن اعتصاب خود تهدید شده اند.
این فعال حقوق بشر کرد به کمپین در مورد این تهدیدها گفت:«صبح روز شنبه هشتم آذر ماه نیروهای گارد ویژه زندان به همراه باتوم، شوک برقی و اسپری فلفل به جلوی بند ۱۲ که متعلق به زندانیان سیاسی است رفته اند. رییس زندان تهدید کرده که اگر زندانیان به اعتصاب خود پایان ندهند مامورانش به بند حمله می کنند و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.»
این فعال حقوق بشر همچنین گفت در طی روزهای گذشته ماموران اداره اطلاعات تعدادی از ۲۹ زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا به سر می برند را احضار کرده و به آنها هشدار داده اند در صورت تداوم اعتصاب غذا آنها را برای تنبیه به زندان های دیگر تبعید خواهند کرد.
این فعال حقوق بشر به کمپین گفت: «برخی از زندانیان را تهدید کرده اند که اگر اعتصاب خود را نشکنند برایشان به اتهام اغتشاش در زندان پرونده جدید تشکیل خواهند داد و آنها را به زندان های بدتر منتقل می کنند.»
به گفته این فعال حقوق بشر، دو زندانی از این ۲۹ زندانی به نام های عبدالله عمومی و رضا رسولی به دلیل اعتصاب غذا حال جسمی شان وخیم است و در بهداری زندان ارومیه بستری شده اند.
این فعال حقوق بشر در گفتگو قبلی خود با کمپین گفته بود، ظرفیت بند ۱۲ ( بند زندانیان سیاسی) زندان مرکزی ارومیه شامل ۵۰ زندانی است در حالیکه در حال حاضر ۸۰ زندانی را در خود جا داده است. ۵۰ نفر از زندانیان این بند دارای جرایم خطرناک مانند مواد مخدر و قتل هستند.
این فعال حقوق بشر همچنین به کمپین گفته بود که برخی از زندانیان سیاسی جدید به جای اینکه به بند ۱۲ منتقل شوند به بندهای زندانیان خطرناک منتقل شده اند و برخی از زندانیان با جرم های مواد مخدر و قتل نیز طی ماه های گذشته به بند ۱۲ اضافه شده اند.
در روز ۲۹ آبان ماه،۳۰ زندانی سیاسی بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زدند که روز هشتم آذر ماه، منصور اروند به دلایل نامشخص به زندان مهاباد منتقل شد. اسامی ۲۸ نفر از ۲۹ زندانی که در این اعتصاب غذا شرکت کرده اند به شرح ذیل است : جعفر میرزایی، رضا رسولی، شیرکو حسن پور، عبدالله بیسلنون، یوسف کاکه ممی، عثمان مصطفی پور، مصطفی علی احمد، عرفات اصغری، عبدالله عمویی، جعفر افشاری، ولی افشاری، کیهان درویشی، مصطفی داوودی، شورش افشاری، خضر رسول مروت، محمد عبدالله بخت، امیرملادوست، احمد تمویی، سید سامی حسینی، سید جمال محمدی ، بهروز الخانی، علی احمد سلیمان ، منصور اروند، سامان نسیم ، سیروان نژاوی ، ابراهیم عیس پور، علی افشاری و رزگار افشاری
حکم اعدام سهیل عربی به خاطر چند پست فیسبوک!
در بیدادگاه سیستم قضایی ایران چه میگذرد؟
کسانی که فکر میکنند به دلیل انتشار چند پست در فیسبوک میتوانند زندگی و هست و نیست یک خانواده را نابود کنند و جان انسانی را بگیرند، در لابلای کدام برگ سیاه از تاریخ اعتقادات نا انسانی شان غوطه ورند ؟
(( مسیح علینژاد، روزنامه نگار مستقل، گفتگویی را با همسر سهیل عربی انجام داده است، جوان سی ساله ای که به اتهام "توهین به پیامبر اسلام" در پست های فیسبوکی به اعدام محکوم شد و حکم او نیز توسط دیوان عالی کشور تائید شده است.
همسر سهیل عربی در این گفتگو از مسوولان می خواهد رافت اسلامی را فراموش نکنند و در این مورد به رفتار خود پیغمبر اسلام با مخالفانش رجوع کنند...))
همسر سهیل عربی در این گفتگو از مسوولان می خواهد رافت اسلامی را فراموش نکنند و در این مورد به رفتار خود پیغمبر اسلام با مخالفانش رجوع کنند...))
منبع: وب سایت منوتو
پیشنویس قطعنامه درباره وضعیت حقوق بشر در ایران
iran emrooz
متن کامل پیش نویس قطعنامه در خصوص حقوق بشر ایران
متن کامل پیش نویس قطعنامه در خصوص حقوق بشر ایران
۲۷ آبان ۱۳۹۳
به دنبال ارائه گزارش بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد و احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران به کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این کمیته که شامل تمام کشورهای عضو سازمان ملل میباشد، در روز سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳، قطعنامهای را که پیش نویس آن توسط دولت کانادا تهیه شده است، پس از بررسی، در همین روز به رای خواهند گذاشت.
ترجمه متن کامل پیش نویس قطعنامه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، به شرح زیر است:
اجلاس شصت و نهم
کمیته ی سوم
ارتقاء و حفظ حقوق بشر: مسائل حقوق بشر به شمول روش هایی برای بهبود برخورداری موثر از حقوق بشر و آزادی های بنیادی
اندورا، استرالیا، اتریش، بلژیک، بلغارستان، کانادا، کرواسی، قبرس، جمهوری چک، دانمارک، استونی، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، مجارستان، ایسلند، ایرلند، اسراییل، ایتالیا، لتونی، لیختنشتاین، لیتوانی، لوکزامبورگ، مالت، دولت فدرال میکرونزی، موناکو، هلند، نروژ، لهستان، پرتقال، جمهوری مولداوی، رومانی، سان مارینو، اسلواکی، اسلوانی، اسپانیا، سوئد، پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی، ایالات متحد آمریکا: پیش نویس قطعنامه
وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
مجمع عمومی،
به پیروی از منشور سازمان ملل متحد، همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر ، پیمان نامه های بین المللی حقوق بشر و سایر ابزارهای بین المللی حقوق بشر،
با یادآوری قطعنامه های قبلی وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، که مورد اخیر آن قطعنامه ی شماره ی ۱۸۴/۶۸ مورخ ۱۸ دسامبر۲۰۱۳ می باشد،
۱- با توجه به گزارش دبیرکل سازمان ملل که به دنبال قطعنامه ۱۸۴/۶۸ در آگوست ۲۰۱۴به مجمع عمومی ارائه شده است و گزارش گزارشگر ویژه درباره ی وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران که در آگوست ۲۰۱۴ به دنبال قطعنامه ۲۴/۲۵ شورای حقوق بشر در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۱۴ ارائه شده است؛
۲- از وعده های رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران در چند موضوع مهم حقوق بشری به ویژه در راستای حذف تبعیض علیه زنان و اعضای اقلیت های قومی و گسترش آزادی بیان و عقیده استقبال می کند و اصرار می ورزد که جمهوری اسلامی ایران آن ها را به اقداماتی مشخص تبدیل کند که به پیشرفت های قابل مشاهده در اسرع وقت منتهی شود و تضمین کند که قوانین داخلی کشور بر مبنای تعهدات آن به قانون بین المللی حقوق بشر استوار است و این قوانین در تطابق با تعهدات بین المللی اجرائی می شوند؛
۳- تصدیق می کند که تغییرات قانونی و اجرائی در جمهوری اسلامی ایران، از جمله متتم های قانون مجازات اسلامی و قانون آئین دادرسی کیفری به برخی از نگرانی های حقوق بشری می پردازد و تلاش ها برای معرفی منشور حقوق شهر وندی را مورد توجه قرار می دهد و در عین حال اصرار می ورزد که دولت تضمین کند که این اقدامات با تعهدات بین المللی حقوق بشری اش سازگار است؛
۴- همچنین تصدیق می کند که جمهوری اسلامی ایران اخیرا از طریق ارسال گزارش های دوره ای ملی به نهادهای معاهده های حقوق بشر از خود همکاری نشان داده است و همچنین در دومین بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر شرکت کرده است، در حالی که نگرانی های جدی در مورد فقدان گسترده اشتیاق به همکاری با سازوکارهای دیدبان وضعیت حقوق بشر، از جمله فقدان مداوم پاسخگویی به درخواست گزارشگران ويژه برای دریافت اطلاعات و دیدار از کشور به جای خود باقی است؛
۵- نگرانی عمیق خود را درباره ی نقض جدی و مستمر حقوق بشر که در جمهوری اسلامی ایران در جریان است،ابراز می کند. از جمله:
الف) فراوانی و افزایش هشداردهنده اجرای احکام اعدام در نبود سیستم های حفاظتی شناخته شده ی بین المللی، به انضمام اعدام در ملاء عام، با وجود بخشنامه ی رییس سابق قوه قضائیه که اعدام در ملاء عام را منع کرده بود، و اعدام های مخفیانه ی گروهی و وجود گزارش هایی از اجرای اعدام بدون اطلاع رسانی به خانواده یا وکیل قانونی زندانیان؛
ب) تداوم صدور و اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال و افرادی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشته اند که ناقض تعهدات جمهوری اسلامی ایران در قبال کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی2 است؛
ج) محکومیت افراد به اعدام به اتهام جرم هایی که فاقد تعریف دقیق و صریح می باشند و جرم هایی که به عنوان جرایم بسیار شدید محسوب نمی شوند، که ناقض قانون بین المللی است؛
د) شکنجه و مجازات یا رفتارهای خشن، غیر انسانی یا تحقیرآمیز از جمله قطع اعضای بدن و شلاق زدن؛
ه) محدودیت های گسترده و جدی برای آزادی تشکل و تجمع مسالمت آمیز، آزادی بیان و عقیده، از جمله از طریق تلاش مستمر برای مسدود کردن، فیلتر کردن یا جلوگیری از دسترسی به اینترنت و محتوای آن به شمول مجاری رسانه های اجتماعی، پارازیت فرستادن بر انتقال بین المللی ماهواره ای و سانسور یا توقیف رسانه ها؛
و) هدف قرار دادن و ارعاب نظام مند مدافعان حقوق بشر و هدفگیری تازه روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و استفاده کنندگان رسانه های اجتماعی که در معرض دستگیری، بازداشت خودسرانه، تبعید طولانی مدت و احکام سخت از جمله حکم اعدام قرار می گیرند؛
ز) نابرابری فراگیر و خشونت علیه زنان و تداوم تبعیض علیه زنان و دختران در قانون و در عمل، از جمله از طریق تداوم محدودیت دسترسی به شغل و تحصیلات عالی در رشته های خاص و همچنین محدودیت داشتن مسئولیت های تصمیم گیرنده در دولت و بازار کار، به رغم اعطای سه پست از ۱۱ پست معاونت ریاست جمهوری به زنان؛
ح) ادامه ی تبعیض و نقض سایر حقوق بشر، بعضاً همراه با اذیت و آزار افراد متعلق به اقلیت های اتنیک، زبانی، یا سایر اقلیت ها، شامل عرب ها،آذری ها، بلوچ ها، کردها و مدافعان آنها، با توجه ویژه به سرکوب خشونت آمیز و بازداشت عرب ها و آذری ها، به شمول تداوم نقض آئین دادرسی و اعمال شکنجه در زمان بازداشت و اعدام مخفی اعضای جامعه عرب اهوازی که گزارش داده شده است؛
ط) تداوم محدودیت شدید حق آزادی اندیشه، وجدان، مذهب و عقیده و ایجاد محدودیت ها در احداث مکان های نیایش یا تدفین و همچنین حمله به این محل ها،
ی) تداوم آزار، تا حد زجردهی و و نقض حقوق بشر افراد متعلق به اقلیت های مذهبی به رسمیت شناخته شده، شامل مسیحیان، یهودیان، مسلمانان صوفی، مسلمانان اهل سنت و زرتشتی ها و همچنین مدافعان آنها، با اشاره ویژه به بازداشت خودسرانه مسلمانان صوفی و مسیحیان انجیلی، به شمول ادامه بازداشت کشیشان مسیحی؛
ک) تداوم تبعیض، آزار و اذیت و نقض حقوق بشر اقلیت های مذهبی به رسمیت شناخته نشده، به ویژه افراد متعلق به آیین بهایی و مدافعان آنان، از جمله: حملات هدفمند و قتل هایی بدون تحقیقات شایسته برای جوابگویی مسببان آن ها و دستگیری و بازداشت، ممانعت از دسترسی به آموزش عالی بر اساس دین، تداوم حبس تمامی رهبری جامعه بهایی ایرانی، بستن محل کسب و کار متعلق به بهایی ها و بی حرمتی و تخریب گورستان های بهائیان و جرم انگاری مؤٍثر عضویت در آئین بهایی؛
ل) تداوم بازداشت خانگی پایدار چهره های رهبری کننده اپوزیسیون از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به رغم نگرانی جدی درباره سلامتی ایشان، همچنین تداوم محدودیت های اعمال شده بر طرفداران و اعضای خانواده آنها، از جمله از طریق ارعاب، تهدید و انتقام؛
م) ناتوانی مستمر در رعایت قانون آیین دادرسی، و نقض حقوق افراد بازداشت شده، از جمله متهمانی که بدون اتهام یا بدون تماس با دنیای خارج در زندان نگه داشته می شوند، استفاده گسترده نظام مند بازداشت خودسرانه و ناپدید شدن اجباری، عدم دسترسی متهم به وکیل منتخب خود، عدم صدور احکام وثیقه برای بازداشت شدگان، شرایط بد زندان ها، ممانعت از دسترسی به درمان پزشکی کافی و خطر مرگ برای زندانیان ناشی از شکنجه، تجاوز و دیگر انواع خشونت جنسی بازداشت شدگان، تکنیک های خشن بازجویی و استفاده از فشار روی خویشان و نزدیکان، شامل دستگیری آنها، به منظور اخذ اعترافات دروغین که در محاکمه ی آن افراد و انتشار در تلویزیون ملی از آن استفاده می شود؛
ن) تداوم دخالت های خودسرانه و یا غیرقانونی توسط مقامات دولتی درحریم خصوصی افراد، مخصوصا در ارتباط با منازل شخصی و مکاتبات آنها، شامل ارتباطات تلفنی و پست الکترونیکی که ناقض حقوق بین الملل می باشد؛
۶- از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که به دغدغه های اساسی ای که در گزارش های دبیر کل و گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران مطرح شده بپردازد، و همچنین به درخواست های مشخص ارائه شده در قطعنامه های قبلی مجمع عمومی عمل کند و تعهدات حقوق بشر خود را بویژه در موارد ذیل، هم در قانون و هم در عمل، رعایت کند:
الف) لغو اعدام در ملاء عام و سایر اعدام ها به شمول سنگسار و حلق آویز کردن که بدون ملاحظه سیستم های حفاظتی شناخته شده ی بین المللی، اجرا می شوند، از قانون و در عمل؛
ب) بازنگری مجدد در قانون مجازات اسلامی بازنگری شده برای لغو اعدام نابالغان و کسانی که در زمان ارتکاب جرم زیر سن ۱۸ سال داشته اند، مطابق تعهد ایران به ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک و ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی؛
ج) حذف تمام اشکال شکنجه و سایر مجازات ها یا رفتارهای خشن، غیر انسانی و تحقیر آمیز از قانون و در عمل؛
د) حذف کلیه اشکال تبعیض و نقض حقوق بشری زنان و دختران از قانون و در عمل به شمول افزایش وقوع ازدواج زودرس و اجباری کودکان، در جهت گسترش مشارکت زنان در موقعیت های تصمیم ساز و به رسمیت شناختن ثبت نام زنان در کلیه سطوح آموزشی و رفع تمام محدودیت های دسترسی برابر زنان به تمامی جنبه های آموزش دانشگاهی و ارتقاء مشارکت زنان در بازار کار و تمام جنبه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زندگی؛
ه) حذف کلیه اشکال تبعیض و نقض سایر حقوق بشری افراد متعلق به اقلیت های مذهبی، گروه های اتنیک، زبانی یا سایر اقلیت های به رسمیت شناخته شده یا نشده؛
و) حذف تبعیض و محرومیت اعضای گروه های خاص، با توجه به دسترسی به آموزش عالی بر مبنای گروه ها یا تعلقات اتنیکی یا مذهبی به شمول تجدید ثبت نام بدون محدودیت دانشجویانی که قبلا به خاطر چنین دلایلی از تحصیل محروم شده بودند، حذف جرم سازی از تلاش برای فراهم آوردن آموزش عالی برای جوانان بهائی که از دسترسی به دانشگاه های ایران محروم مانده اند و آزادی آنانی که به این دلیل زندانی شده اند؛
ز) اجرای از جمله توصیه های داده شده در گزارش سال ۱۹۹۶ گزارشگر ویژه در مورد نارواداری مذهبی که طبق آنها جمهوری اسلامی ایران می تواند جامعه بهایی را از قید رها کند، آزادی ۷ تن از رهبران جامعه بهایی که از سال ۱۳۸۷ در بازداشت هستند و اعطای حق دسترسی به آئین دادرسی و حقوقی که در قانون اساسی تضمین شده اند به کلیه بهائی ها از جمله آنان که بدلیل اعتقاداتشان زندانی شده اند؛
ح) آغاز روندی جامع و پاسخگو در برابر موراد نقض شدید حقوق بشر، به شمول موسسات قضایی و امنیتی وپایان دادن به مصونیت چنین مواردی از نقض حقوق بشر، از جمله در مورد حمله ای که در ماه آوریل ۲۰۱۴ صورت گرفت و در جریان آن ده ها زندانی زخمی شدند، چنانکه دولت قول داده است؛
ط) انجام وعده های تکرار شده رئیس جمهور در مورد تامین فضای بیشتر برای آزادی بیان و عقیده از طریق پایان دادن به تداوم آزار و اذیت، ارعاب و تهدید مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان و گروه های اقلیت، رهبران کارگری، دانشجویان، دانشگاهیان، فیلمسازان، خبرنگاران و اعضای خانواده شان و سایر نمایندگان رسانه ها، وبلاگ نویسان، استفاده کنندگان از رسانه های اجتماعی، روحانیون، هنرمندان، و وکلا و از جمله با آزاد کردن افرادی که به طور بازداشت خودسرانه شان ادامه دارد و یا به دلیل دیدگاه های سیاسیشان زندانی شده اند؛
ی) پایان دادن به محدودیت ها و بازداشت خودسرانه نمایندگان مطبوعات و رسانه ها، کاربران اینترنت و ارائه کنندگان خدمات اینترنتی اعمال شده است به شمول اختلال گزینشی برنامه های ارسالی ماهواره ای که ناقض حقوق آزادی بیان و اجتماعات می باشد و در حالی که مجمع عمومی از تصمیم دولت مبنی بر افزایش سرعت اینترنت استقبال می کند، بهبودها در جهت تسهیل دسترسی به اینترنت باز و آزاد را بیش از پیش ترغیب می کند؛
ک) رعایت و تضمین حقوق قانونی آیین دادرسی در قانون و در عمل؛
۷- همچنین از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد تا بر اساس اصول مربوط به وضعیت نهادهای ملی برای ارتقاء و حفاظت از حقوق بشر (”اصول پاریس”)، نهاد های ملی حقوق بشری کشور را از طریق ایجاد یک نهاد ملی مستقل حقوق بشر آنچنان که خود را در چهارچوب نخستین بررسی ادواری جهانی شورای حقوق بشر متعهد کرده است، با عنایت به پیشنهاد کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی تقویت کند؛
۸- با توجه به تعامل اخیر جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با نهادهای معاهده ها به شمول تسلیم گزارش های ملی دوره ای به کمیته حقوق کودک و کمیته حقوق افراد با ناتوانایی ها (توانخواهان)، از دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهد تا مطابق ملاحظات تصویب شده نهایی آن کمیته ها عمل کند؛
۹- از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد تا به طور کامل تعهدات پیمان نامه های بین المللی حقوق بشری را که ایران به آنها پیوسته اجرا کند، شروط کلی یا غیر دقیق و یا ناسازگار با اهداف پیمان نامه ها را که قبلا احیانا در حین امضاء و یا پیوستن به پیمان نامه های بین المللی حقوق بشری گذاشته بوده، پس بگیرد، و بر مبنای نتیجه گیری های تصویب شده مشاهدات نهادهای حقوق بشری بین المللی که ایران عضوی از آنها می باشد، عمل کند و همچنین به پیمان نامه های حقوق بشری بین المللی که ایران در حال حاضر عضوی از آنها نیست بپیوندد؛
۱۰- با نگرانی پیشینه اجرایی ضعیف دولت جمهوری اسلامی ایران را در ارتباط با پیشنهادهایی که در روند نخستین بررسی ادواری جهانی خود در شورای حقوق بشر قبول کرده بود، مورد توجه قرار می دهد و دولت را به شدت به اجرای تمامی پیشنهادهای پذیرفته شده ترغیب می کند، به شمول پیشنهادهایی که در دومین بررسی ادواری جهانی کشور ارائه شده است، با مشارکت کامل و واقعی جامعه مدنی مستقل و سایر سازمان های ذینفع در این راستا؛
۱۱- نگرانی عمیق خود را از اینکه با وجود اعلام دعوت دائمی جمهوری اسلامی ایران از گزارشگران ویژه موضوعی، این کشور به هیچ یک از درخواست های مکرر بازدید از کشور توسط سازوکارهای ویژه در ۹ سال گذشته پاسخ نداده است و اکثریت مکاتبات بسیار زیاد و مکرری که از سوی این سازوکارهای ویژه با جمهوری اسلامی انجام شده، بی پاسخ مانده اند، ابراز می کند و قویا از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که به طور کامل با این سازوکارهای ویژه همکاری کند و بازدید آنها از این کشوررا تسهیل کند تا آنها بتوانند تحقیقات معتبر و مستقلی در رابطه با کلیه اظهارات مربوط به نقض حقوق بشر انجام دهند؛
۱۲- نگرانی جدی خود را از اقدامات تلافی جویانه علیه افرادی که با ساز و کارهای حقوق بشری سازمان ملل متحد و نمایندگان آن همکاری و تماس دارند، ابراز می کند
۱۳- قویا گزارشگران ویژه موضوعی حقوق بشر سازمان ملل و روندهای ویژه مربوطه را ترغیب می کند که برای تحقیق وتهیه گزارش، به وضعیت حقوق بشر در ایران بطور خاص توجه کنند، بویژه از گزارشگر ویژه اعدام های فراقانونی، شتابزده و خودسرانه، گزارشگر ویژه شکنجه و سایر مجازات یا رفتارهای خشن، غیر انسانی یا تحقیرآمیز، گزارشگر ویژه ارتقاء و حفاظت از حق آزادی بیان و عقیده، گزارشگر ویژه آزادی حق تشکل ها و گردهم آیی های مسالمت آمیز، گزارشگر ویژه وضعیت مدافعان حقوق بشر، گزارشگر ویژه آزادی دین یا اعتقاد، گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا، گزارشگر ویژه خشونت علیه زنان، دلایل و عواقب آن، گزارشگر ویژه حق تحصیل، گزارشگر ویژه ارتقاء حقیقت، عدالت، غرامت و تضمین عدم رخداد مجدد، متخصص مستقل [گزارشگر ویژه] در زمینه مسایل اقلیتها، گروه کاری بازداشت های خودسرانه و گروه کاری در مورد ناپدیدشدگان اجباری یا غیرداوطلبانه، و گروه کاری در مورد تبعیض علیه زنان در قانون و عمل؛
۱۴- از اقدامات اخیر برای دیدارهای کشوری توسط سران نمایندگی های سازمان ملل استقبال می کند و از جمهوری اسلامی ایران می خواهد که تعامل خود را با سازو کارهای حقوق بشری سازمان ملل متحد تعمیق بخشد؛
۱۵- دولت جمهوری اسلامی را ترغیب می کند که به تلاش هایش برای یافتن اشکال همکاری با سازمان ملل متحد، از جمله دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در زمینه حقوق بشر و اصلاحات قضایی ادامه دهد؛
۱۶- به فراخواندن جمهوری اسلامی به همکاری کامل با گزارشگر ويژه در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران و سایر سازوکارهای بین المللی حقوق بشر، از جمله قبول درخواست های مکرر گزارشگر ويژه برای دیدار از ایران به منظور انجام وظیفه اش، ادامه می دهد؛
۱۷- از دبیرکل درخواست می کند که به هفتادمین نشست مجمع عمومی از پیشرفت هایی که در اجرای این قطعنامه حاصل می شود، منجمله راه حل ها و توصیه های بهبود و اجرای آنها گزارش دهد، و همچنین یک گزارش مقطعی به شورای حقوق بشر در نشست بیست و هشتم آن شورا ارائه دهد؛
۱۸- تصمیم می گیرد که به بررسی وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در جلسه هفتادم خود تحت عنوان ” ارتقاء و حفاظت از حقوق بشر” ادامه دهد.
گفتنی است در صورت تصویب این قطعنامه در کمیته سوم، این قطعنامه مجددا در معرض رای گیری مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه دسامبر قرار خواهد گرفت.
جمهوری اسلامی ایران، در کنار کره شمالی، میانمار (برمه)، اسرائیل و سوریه، تنها کشورهایی هستند که به طور خاص مورد توجه ویژه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و کمیته سوم آن قرار میگیرند.
اشتراک در:
پستها (Atom)






















