من به دنبال سلسله ی بارانِ پاییز محو می شوم



محو می شوم و پی در پی سراغ نفس های تو را می جویم



از سرما



از تیغ سرد آخرین زجه های آبان



از هر آشنا و نا آشنایی که گذری به این مسیر پر اشتباه بزند



من به گمراهی این رایحه های سرگردان سری میزنم



بالاخره از چیزی ، که نمی دانم چیست حرفی خواهم شنید