همیشه پاییز


پاییز سرشار از تنهاییست

و

تنهایی من پر از غربت چشمان تو

2 نظرات:

Naazanin گفت...

پاییز که می رسد
من دیگر تنها نیستم
باران را دارم
با آسمان خاکستری

یعنی خدا را شاید

اعظم... گفت...

سلام...

به تسلیت آمده ام

رفتن مردی را که لبخندش آیینه دار غربتش بود

او که سالیانی سه شنبه ای را چشم در راه نشسته بود

و رفت

سه شنبه ای رفت که چهل و هشت سال بودنش را جویده بود و بودن جویده بودش

کوله بارش پر بود

قیصر امین پور

او که دردها را خندید و شکنجه ها را رنجید...










روحش شاد
یادش گرامی