به نقل از وب سايت خبرنگاران صلح

مزدک علی نظری- در حالی که فریاد نارضایتی رسانه های ایران از چگونگی معرفی «محمود احمدی نژاد» توسط رئیس دانشگاه کلمبیا، از اولین ساعات سه شنبه آغاز شده بود؛ عصر همین روز، توهین میزبانان ایرانی باعث رنجش سخنرانی دیگر شد.
«آلیدا مارچ» و «کامیلو گوارا» فرزندان «ارنستو چه گوارا» که چند روزی است به دعوت چند نهاد نیمه دولتی به ایران سفر کرده اند، پس از انجام ده ها ملاقات رسمی با خبرنگاران گزینش شده، سیاسیون و نمایندگان دولت و مجلس شورای اسلامی، عصر سه شنبه بالاخره فرصتی یافتند تا با گروهی از مردم عادی ایران یعنی دانشجویان دانشگاه تهران، ملاقات کنند. غافل از اینکه این برنامه توسط بسیج دانشگاه ترتیب داده شده و به جای علاقه مندان واقعی، بیشتر حضار را کسانی تشکیل می دادند که موقع پخش کلیپ، برای تصویر «سیدحسن نصرالله» بیشتر کف می زنند تا برای «چه»!
این برنامه در سالن شهید چمران دانشکده فنی و با عنوان «چه، مثل چمران»؛ قرار بود بزرگداشتی برای «دو شهید آزادی خواه جهان وطنی» باشد که عملاً به مجلس تبلیغ تفکری خاص، تجلیل از چمران و دلخوری فرزندان چه گوارا بدل شد. ابتدا سردار «سعید قاسمی» مشاور رهبر در امور جنگ، پشت تریبون قرار گرفته و با شور و حرارت بسیار، مفصلاً صحبت کرد. طول و تفصیل سخنرانی و خاطره گویی های او چنان بود که همه را به یاد سخنرانی های چند ساعته معروف «فیدل کاسترو» رهبر مادام العمر کوبا انداخت
بیشتر خشم و ناراحتی فرزندان چه هم به بخشی از همین حرف ها و بعد گفته های «مهدی چمران» برادر دکتر چمران و رئیس شورای شهر تهران مربوط می شد. مثلاً قاسمی علاوه بر اینکه هرچه دلش خواست به شرق و غرب تاخت و بی توجه به مهمانان جلسه، چپ ها را مورد عنایت قرار داد، در مورد مرگ چمران گفت که او با گلوله خمپاره های روسی کشته شده است. سپس مهدی چمران که با پسر و دختر عصبانی چه به روی سن خوانده شده بود، کار را تمام کرده و باز نسنجیده و بدون رعایت حضور دو سوسیالیست در کنارش، بی پروا عقاید شخصی اش را بیان کرد.
کامیلو خسته از ملاقات های پی در پی و سفر یک روزه به شیراز، آشکارا کلافه و عصبی بود و نمی توانست ظاهر رسمی به خود بگیرد. او دعوت برگزار کنندگان برنامه را رد کرده و حاضر به صحبت نشد. در عوض آلیدا نشان داد که چرا در تمام سال های گذشته، از او بیشتر برای سخنرانی و شرکت در جلسات سیاسی دعوت شده است. دختر بزرگ چه بر خلاف برادر، خونسرد و با سیاست عمل کرده و پاسخ قاطعی به تمام حرف ها داد. هرچند که تقریباً وقت جلسه به پایان رسیده بود و در بدترین زمان ممکن به آن ها اجازه صحبت داده شد؛ آلیدا گفت: «ما با سوسیالیسم آبدیده شدیم. کمک های بسیاری از اروپای سوسیالیست و خصوصاً شوروی گرفتیم و به آن ها بدهکاریم. ما عقاید خودمان را برای زندگی داریم. حتماً از شما بهتر نیستیم، اما فکر نمی کنم که از شما بدتر باشیم! من همیشه می گویم: برای شناخت چه، باید آثار او را به صورت مستقیم مطالعه کرد. پدر من هیچوقت از خدا حرف نزد (تشویق حضار که از این حرف برداشت برعکس کردند!) واژه ای با عنوان احترام وجود دارد؛ چیزی که احساس می کنیم در این دیدار ما، کم بوده...»
آلیدا همچنین گفت که در دنیا چیزهای زیادی در مورد زن در اسلام گفته می شود، که امیدوار بوده در این سفر مستقیماً متوجه واقعیت ها شود. ولی به دلیل برنامه ریزی خاص میزبانان، او شانس ملاقات با زنان ایرانی را نیافته است!
او همچنین چند دقیقه ای از چه گفت و خاطره ملاقاتی عجیب با او در کودکی، که به دلیل مسائل امنیتی، پدر را به عنوان دوست چه گوارا به دختر معرفی می کنند... در همین لحظات بود که آن خاطره متاثر کننده و بغض صدای راوی، اشک را در چشم های بعضی از حضار حلقه کرد. جالب اینکه آلیدای متاثر به شدت به سرفه افتاد، ولی دریغ از یک جرعه آب. مجری برنامه با غرور اعلام کرد که «به دلیل احترام به حضار و روزه داران عزیز» به سخنرانان آب داده نمی شود!
اما کمی آنسوتر از این نمایش تلخ، محفل نچندان دوستانه ای دیگر هم برپا بود؛ گروهی از برگزارکنندگان برنامه که گویا از سخنان آلیدا به شدت ناراحت بودند، در راهروهای پشت صحنه با یکدیگر به درگیری لفظی می پرداختند. گروهی از آن ها معتقد بودند فرزندان چه «با پول بیت المال آمده اند تا برای کمونیست ها تبلیغ کنند» و قصد برهم زدن برنامه را داشتند!
خوشبختانه زمان جلسه به پایان رسیده بود و ماجرا با اهدا یک پکیج ایرانشناسی به مهمانان، ختم به خیر شد. برخلاف برنامه قبلی این تیم، یعنی سخنرانی و تجلیل از «دانیل ارتگا» رئیس جمهور نیکاراگوئه، این بار خبری از انداختن چفیه به گردن مهمانان و تکبیر گویی نبود.
آلیدا و کامیلو گوارا به زودی ایران را ترک خواهند کرد و همانطور که دختر چه گفت، سفری دیگر لازم است تا آن ها با بسیاری از واقعیت های ایران رو به رو شوند.
3 نظرات:
dooroode bi paian mamnoon az in webe por mafhoomet rasty kheili vaghte ke behetoon link dadam khosh va movafagh bashy bedrood
سلام دوست من! ممنونم که ماجرای این دیدار رو شرح داده اید . برایم جالب بود. متاسفانه در هر جایی که سیاست رنگی از ایدئولوژی گرفته باشد همیشه این ماجراها هست حالا می خواهد ایران باشد یا روسیه. بهر حال امید وارم در آینده وضعیت انسانی تری را تجربه کنیم.
زنده باد چه گوارا وزنده باد شما که نام او بر زبانتان جاری شد
ارسال يک نظر